«طب اسلامی و سنتی»
طب اسلامی چند تعریف دارد كه شامل تعاريف زير مي¬شود :
1- تعریف بین¬المللی :
تفکرات حکما پیرامون بهداشت پس از اسلام و نوشتار حکما پس از اسلام مانند بوعلی، زکریای رازی، جرجاني، الحاوي .
2- تعریف مصطلح در ایران:
استفادة فقهی برای کاربرد برخی از دستورات طب کلاسیک در نظام بهداشت و درمان.
3- تعریف واقعی طب اسلامی:
تبلور تفکرات انبیاء و ائمه (ع) و سیرة آنها پیرامون طب و بهداشت و استفاده از قانون¬های حاکم بر نظام طبیعت است. تجربیات حکما در این راستا و بهره¬گیری از الهام و اشراق را طب اسلامی می¬نامیم.
چرا طب اسلامی ؟
1- خالق انسان خداوند است. پس عالم به نیاز انسان است و همچنین عالم بر قانونمندی حاکم بر روح و روان انسان است.
2- هدایت الهی شامل هدایت طبیعی و هدایت معنوی است.
ابزار هدایت پیامبران هستند مانند حضرت داوود و حضرت سلیمان.
کشف گیاهان و درمان آنها از روش هدایت الهی است و نه علم تجربی.
هر چه طب به ریشه «روح الهی» نزدیک¬تر باشد، درمان و شفا مؤثرتر است.
پس به تبلور تمام اندیشه¬های آسمانی از حضرت آدم (ع) تا حضرت خاتم (ص) در مورد بهداشت و درمان را طب اسلام می¬نامیم.
منابع طب اسلامی:
1- قرآن
2- حدیث و سیرة ائمه و انبیاء (علیهم¬السلام)
3- تفکرات حکما پس از اسلام
4- قانونمندی¬های حاکم بر نظام طبیعت .
5- الهام و اشراق ؛ علم همیشه وجود دارد ، قلبها باید پاک گردند.
روش¬های تشخیص در طب اسلامی و طب سنتی :
1- مزاج شناسی
2- نبض
3- بول و بُراز
منابع دارویی :
1- داروهای گیاهی
در این باره یک قانون وجود دارد : هر داروی ارزشمندتر ، فراوان¬تر و در دسترس¬تر است .
2- داروهای معدنی ؛ آب ، خاک ، سنگ
3- داروهای حیوانی ؛ اعم از ترشحات بدن حیوانات ، اعضاء بدن
جهت¬گیری درمان (تطهیر پنج¬گانه)
1- تطهیر جسمی
2- تطهیر معدی
3- تطهیر خونی
4- تطهیر جنسی
5- تطهیر روانی
درمان شامل همین تطهیرها می¬شود .
بنیان¬گذار نوین این طب استاد خیراندیش می¬باشند که ایشان با این ایده که « آیا اسلام طب دارد» شروع به کار کردند . با جمع¬آوری احادیث و روایات راجع به درمان و طب و نظریات و تفکرات حکما سیستم کلاسه شده و طبقه¬بندی شده¬ای بنا گذاشته شد ، که هر روزه وسعت بیشتری پیدا می¬کند و اطلاعات جدیدتری به آن اضافه می¬شود . با اینکار جهت¬گیری و روش برخورد با بیماری و روش درمان محقق می¬شود و روش¬های بهداشتی، پیشگیری و تغذیه براساس این عقاید شکل گرفته می-شود . زیربنای این طب براساس شناخت طبایع و اخلاط می¬باشد و رکن مهم و محور اصلی این درمان حجامت می¬باشد.
براساس طب اسلامی، خلاف طب کلاسیک، ما بیماری ناشناس و ناشناخته نداریم ، بلکه تمام بیماری¬ها براساس به هم خوردن تعادل اخلاط بدن می¬باشد که یک خلط بر بقیه اخلاط غلبه کرده و باعث بروز یک یا چند بیماری شده است . پزشک ابتدا مزاج پایه بیمار را مشخص کرده و سپس تشخیص می¬دهد که چه خلط مزاحمی غلبه کرده و باعث بروز بیماری شده است ( یا چه خلط مزاحمی باعث بروز آن بیماری شده است)
وقتی که خلط فاسدی بر بدن غلبه می¬کند روال طبیعی بدن به هم خورده ، سیستم ایمنی بدن ضعیف شده ، میکروب¬های مزاحم فعال می¬شوند و همچنین سلول¬های سرطانی و بیماری¬زا ، در نتیجه خون¬رسانی به عضو مورد نظر دچار اشکال شده و یک سیکل معیوب ایجاد می¬شود که مرتباً بدن مسموم شده و اخلاط غلبه بیشتری پیدا می¬کند و بیماری شروع به پیشرفت می¬کند .
جالب است که بعضی از اخلاط که تغییری در بدن ایجاد کرده است ، میل شخص را به مواد غذایی مضر بیشتر کرده و با مصرف این غذاها بیماری تشدید پیدا می¬کند (مانند اعتیاد که میل به ماده مخدر بیشتر می¬شود)
درمان در طب اسلامی براساس تطهیر و پاکسازی می¬باشد . این پاکسازی هم باعث درمان و هم باعث پیشگیری از بروز بیماری می¬شود . اگر مرتباً بدن انسان پاکسازی و تطهیر شود تمام اخلاط در حالت تعادل قرار می¬گیرند و تمام اعضا و سلول¬های بدن وظایف اصلی خود را به درستی انجام می¬دهند. به عبارتي غذا ، هوا و آب در بدن به خوبی جذب شده و در معده و روده و کبد به دیگر اعضا بدرستی تجزیه شده و به مواد مفید و مورد نیاز بدن تبدیل می¬شوند . همچنین بطور مناسب در بدن توزیع شده و نیاز تمام سلول¬ها را برطرف می¬کند ؛ سلول¬های عصبی ، هورمونی و ….. به خوبی تغذیه شده و در نتيجه پیام¬های عصبی بطور دقیق برقرار شده و هورمون¬ها به میزان مورد نیاز آزاد می¬گردند.
همچنین مواد زائد و سمی حاصل از متابولیسم غذاها بدرستی از سلول-ها دفع شده و توسط اندام¬های دفعی بصورت عرق ، ادرار ، مدفوع و ….. از بدن خارج می¬شوند و این مواد در سلول¬ها انباشته نمی¬شوند تا سلول را مسموم و مریض کنند .
سلول¬های ایمنی بدن نیز به خوبی کار کرده و میکروبها و ویروس¬ها و قارچ¬ها و سلول¬های سرطانی را شناسایی کرده و آن¬ها را از بین می-برند و نقص در زنجیره فعالیتهای سلول¬های ایمنی بوجود نمی¬آید .
طب اسلامی بر اساس مزاج شروع به تطهیر و پاکسازی می¬کند .
اركان:
قبل از خلقت اركان ابتدا دو عنصر خلق شد:
1- خلقت گرمي:
خداوند از گرمي¬ها عالم بالا را آفريد (ملائك ، آسمان¬ها و جن و …..)
2- خلقت سردي :
خداوند از سردي¬ها عالم نباتي را آفريد (زمين ، حيوانات ، گياهان و ….)
در طب اسلامي به مجموعة اشياء هم نسخ عنصر گفته مي¬شود .
از تركيب دو عنصر (گرمي و سردي) ، چهار عنصر (ركن) بوجود آمد .
از خلقت گرمي ؛
1- گرم و خشك ؛ معادل خورشيد و آتش و انرژي است .
2- گرم و تر ؛ معادل عالي آن هوا (باد) است .
از خلقت سردي ؛
3- سرد و خشك ؛ تبلور عالي آن خاك است .
4- سرد و تر ؛ تبلور عالي آن آب است .
خداوند از خاك انسان را آفريد . سپس خاك و آب را بصورت گل در آورده و در معرض خورشيد و هوا قرار داد و در آخر كار از روح خود به آن دميد (كه همان ركن پنجم مي¬باشد) . بنابراين در انسان 4 عنصر به همراه روح خدا وجود دارد .
با پيدايش 5 ركن بشر خلقت مهيا گرديد :
اولين خقلت ، خلق گياهان و دومين خلقت ، خلق حيوانات و سومين خلقت ، خلق انسان بود .
خلقت اول انسان با چهار ركن مادي و يك ركن معنوي صورت گرفت . مزاج خلق اول مزاجي معتدل است .
مزاج¬ها پنج دسته هستند :
1- مزاج معتدل : افرادي كه داراي اين مزاج هستند ، داراي اندام متوسط و درشتي سر و سينه متوسط، رفتار متعادل هستند و عشق و كينه در آنها معتدل است . ترس زياد ندارند و بسيار شجاع و جسور نمي-باشند .
2- مزاج صفراوي : به اصطلاح اين افراد گرم و خشك هستند . به دليل كاهش رطوبت بدن درشتي بدن كاهش مي¬يابد و شخص لاغر مي¬شود . چنين شخصي در حركات سريع است ، عصبانيت وي آني است و به سرعت هم آرام مي¬شود فرد چربي نمي¬خورد و ترشي دوست دارد و معمولاً كم خوراك است .
3- مزاج دموي : اين افراد داراي طبع گرم مرطوب مي¬باشند ؛ داراي اندامي درشت و سينه¬اي پهن و سر درشت و چهره-اي گلگون مي¬باشند .
4- مزاج بلغمي : اين افراد داراي طبع سرد و مرطوب¬اند و اندامي درشت دارند ، پوست سفيد و پف آلود دارند و همچنين داراي خلقي سرد هستند .
5- مزاج سودايي : سرد و خشك¬اند . داراي اندامي باريك و كشيده هستند و پوستي خشك دارند . رفتار آرام دارند و اهل سازش¬اند . افرادي جدي و خودگرا هستند . در زندگي خود ريسك نمي¬كنند و كمتر دوست پيدا مي¬كنند .
كه اين مرحله مزاج¬ها طبيعي بودند و اگر از اين مرحله هر خلطي افزايش پيدا كند بيماري ایجاد می شود.
sprite