ادبیات

نوشته ها یا جمله هایی از خودتون

Viewing 15 posts - 46 through 60 (of 79 total)
  • نویسنده
    نوشته
  • #5819
    نمایهٔ فاطمه باقرپور
    فاطمه باقرپور
    Participant
    @fateme
    • نوشته ها: 230

    مشکلات زندگی و مرگ عزیزان همه اش مثه یه قلقلک میمونه که بجای خندون آدم رو به گریه میندازه وجه اشتراکشونم اینه که هردوش آدم رو تکون میده . یکی به خنده و یکی به تامل ! ممکن است روزی تو هم بروی ! برای نفس کشیدنت سپاسگزار باش :گل

    هر چه بگندد نمکـش می زنند وای از آن روز کـه بگندد نمک ... .

    #5861
    نمایهٔ فاطمه باقرپور
    فاطمه باقرپور
    Participant
    @fateme
    • نوشته ها: 230

    می ترسم از فردایی که امروز دیروزش باشد …

    هر چه بگندد نمکـش می زنند وای از آن روز کـه بگندد نمک ... .

    #6632
    نمایهٔ سعیده جعفری
    سعیده جعفری
    Participant
    @saiedeh
    • نوشته ها: 65

    یه روزی یه جایی یه کسی کفشهاش گلی بود اومد با قلب من! کفشهاش رو پاک کرد! دیگه کفشهاش برق می زد…من موندم و یه قلب گلی…
    (نمیدونم شاید باز بیام اینجا مطلب بنویسم بهتره بگم که این مطالبی که اینجا اگه نوشتم تجربه شخصی منه و یا با چشم خودم دیدم و حرفایی بوده که هیچوقت نتونستم واضح با کسی درمیون بذارم…حرفامم فیلسوفانه و کلماتم باکلاس نیس اگه فکر میکنید اینجا جایی نداره بگید که ننویسم)

    #7633
    نمایهٔ الهام
    الهام
    Participant
    @elhami
    • نوشته ها: 754

    اشک را بگویید تا ببارد

    بغض سنگینی سد ِراه ِعبور احساس است

    دل را دیگر توان نفس کشیدن نیست

    در این هوای شرجی ِ غبارآلوده!

    Do all things with love

    #8128
    نمایهٔ نازنین
    نازنین
    Participant
    @rainydrop
    • نوشته ها: 675

    می دانی که دریا در برابر باران چشمانم قطره ای بیش نیست؟!!{#12}

    آینده شما به خیلی چیزها بستگی دارد؛ اما بیش از هرچیز به خود شما بستگی دارد...

    #8138
    نمایهٔ س.م
    س.م
    Participant
    @dr-spdh
    • نوشته ها: 35

    قدم را کج بنهادی به دام اتش افتادی/گر امروزت دمی فرصت تماشا کن قدم ها را

    ز حسن چهره یوسف اگر روزی بردی دست /بدان کز توبه اخر ملک امد زلیخا را

    #8139
    نمایهٔ س.م
    س.م
    Participant
    @dr-spdh
    • نوشته ها: 35

    رفتی ز پیش ما ولی  ای بی وفا تنها چرا /باشد که باز بینمت  حالا بیا فردا چرا

    رسم ادب پنداشتی ,رسم وفا بگذاشتی

    عزم پریدن داشتی /بی بال و پر بی ما چرا

    #8314
    نمایهٔ نازنین
    نازنین
    Participant
    @rainydrop
    • نوشته ها: 675

    ای طبیب خوب شبانم

    گذری کن از کوچه ی ماتم زده ی این دل تنها

    بنشان روی لبانم

    زمزمه ی خوش آواز خودت را

    تا بروم به اوج ابرها

    بدرم ظلمت شب را

    بنشانم بر سکوت سرد مهتاب

    نفس گرم و پر احساس خودت را

    آینده شما به خیلی چیزها بستگی دارد؛ اما بیش از هرچیز به خود شما بستگی دارد...

    #8319
    نمایهٔ س.م
    س.م
    Participant
    @dr-spdh
    • نوشته ها: 35

    روزگاریست در این بادیه سرگشته وحیران شده ایم/عقل را بر باد داده کشته جان شده ایم

    چند روزیست در این بزم به پیمانه ای مهمان شده ایم/شب نشین محفل مستان ورندان شده ایم

    #8373
    نمایهٔ فرزاد زارعی
    فرزاد زارعی
    Participant
    @farzad
    • نوشته ها: 1

    روزگاری بود روز و شب همه در یادت بودم

    که بدین یاد هردم میسوختم

    چون به خاکستر افتادم آمدم جرات گفتن

    که بیا بامن شو

    وداشتم سخت امید که بپذیری مرا با آغوش گرم

    هه……..چه خیالی چه خیالی…..

    چون نتنها از آن گرمی آغوش بجز از سردی لحنت نصیبم نگشت

    بلکه با گفتنت از یار دگر خاکسترم بر باد رفت…

    تو به او بالیدی من بخود نالیدم…

    .

    .

    .

    کاش میشد کاش میشد مکافات گرفت از آن دل صاحبدار

    یاکه نه….

    باید دربند نمایم این دل بی صاحب را

    تا به هر عشوه و ناز و قر هر دختری نشود لنگه در که منو آن ما شویم

    .

    .

    .

    منو آن ما نشویم ای دل صد پاره ی من……

    #15888
    نمایهٔ امین
    امین
    Keymaster
    @theadmin
    • نوشته ها: 1604

    چشم ها را لازم نیست.
    دنیا را باید شست…
    جور دیگر باید زندگی کرد.
    ***
    دوستی دارم که در جواب گفت:
    دنیا شستنی نیست، سعی کن یاد بگیری از هوای سرد لذت ببری.

    البته این لذت از هوای سرد باز حرف خودمه، که اینبار این دوست ما در جای خوبی ازش استفاده کرد.

    مدنت یک فرهنگ است. یک فرهنگ خوب

    #15893
    نمایهٔ sara
    sara
    Participant
    @angel
    • نوشته ها: 354

    دنیا شستنی نیست، سعی کن یاد بگیری از هوای سرد لذت ببری.

    خیلی جمله زیبایست  دقیقا همین طور است دنیا شستنی نیست .

    #18122
    نمایهٔ عرفان حاجی قاسمی
    عرفان حاجی قاسمی
    Participant
    @erfan20
    • نوشته ها: 9

    سلام دوستان

     10 اذر 92  بود  بعد از امتحان جنین شناسی در اوج خستگی که  از دانشگاه اومدم خونه یه حال وهوایی بهم دست داد یا بهتره بگم (در بحر مکاشفت ادبی مستغرق شدم) و این دو بیت زیر را سرودم.

    لفظ ما اندر نگاه گل ببین    جان ما را سایه سار مه بدان

    اشک عرفان چون بجوشد اسمان غوغا زند      بیدل و تنهای تنها در نگاه ماه زند

    معنی مصراع اول بیت اول و ارایه ها از دید خود: سخنان و اراعضم بسیار با اهمیت و زیبا است (پس با اشتیاق همچون نگاه به گل بنگر) لفظ مجاز از سخن و گل نماد زیبایی است.

    شاعر در مصراع دوم بیت اول می گوید: روح و روان من همچون ماه با ارزش است.

    در مصراع اول بیت دوم هدف سراینده از اوردن واژه عرفان انسانهای عارف است و همچنین می تواند ایهام نیز داشته باشد یکی به انسانهای عارف و دیگری به تخلص شاعر.

    انسانهای عارف چون می گریند در اسمان یک شور وغوغایی برپا می شود لذا می تواند حسن تعلیل هم داشته باشد. ماه و اسمان در بیت دوم تناسب دارند.

    درمصراع دوم بیت دوم: بیدل اشاره به عارفان دارد. ماه مجاز از اسمان امده است. انسانهای عارف را میتوان با نگاه به اسمان شناخت چون فقط خدا را دارند و بی نیازند ( اسمان تجلی گاه عارفان است)

    امیدوارم  این قطعه ی کوتاه ادبی بنده  مورد رضایت شما بزرگان واقع شده باشد.

    موید باشید.

     

     

    #18150
    نمایهٔ امین
    امین
    Keymaster
    @theadmin
    • نوشته ها: 1604

    سرکوب هرچیز، باعث شیوع آن به صورت بیمارگونه می شود. اما کنترل آن باعث یک زندگی سالم.

     

    مدنت یک فرهنگ است. یک فرهنگ خوب

    #19337
    نمایهٔ آوا بهلولی
    آوا بهلولی
    Participant
    @baran
    • نوشته ها: 51

    نم نم ترانه های تو را  هر روز می خواند…همان کولی خوش صدای خیال!

    تنم هنوز می لرزد….صدای پای نگاهت که سر می زند…..

    دلم هنوز می ترسد

    می لرزد!

Viewing 15 posts - 46 through 60 (of 79 total)

برای پاسخ دادن به این تاپیک، به سیستم وارد شوید.

ads