ادبیات

نوشته ها یا جمله هایی از خودتون

Viewing 15 posts - 31 through 45 (of 79 total)
  • نویسنده
    نوشته
  • #4409
    نمایهٔ الهام
    الهام
    Participant
    @elhami
    • نوشته ها: 754

    همه ساکت بودند

    ناگهان…

    شیشه ی صبر منم عاقبت افتاد و شکست!

    Do all things with love

    #4425
    نمایهٔ الهام
    الهام
    Participant
    @elhami
    • نوشته ها: 754

     

    اینجا تهران است!!!

    ساعت  3:05 دقیقه ی یک بعد ازظهر آفتابی اما کمی تا قسمتی ابری!

    صدای نفس های بهار می آید اما… هوا بس ناجوانمردانه سرد است!

    نور خورشید چشمانت را می آزارد و سوز سرمای زمستان دستانت را!

    بهار است یا زمستان؟!

    نمی دانم!

    اینجا چخبر است؟!

    نبردی برپاست…

    انگار زمستان آخرین قطره های توان خود را نیز به میدان آورده تا شاید این بار پیروز نبرد او باشد نه بهار…

    بهار اما در لباس خورشید بر دل های سرد و یخ زده مان می تابد و آرام و بی صدا با قدم های نسیم یک به یک خانه های غبارآلود دل هامان را تکانی می دهد تا بیدار شویم و جانی تازه بگیریم… 

    آری

    زمستان است!

    اما

    بهار می آید…

    Do all things with love

    #4426
    نمایهٔ عاطفه
    عاطفه
    Participant
    @atefe314
    • نوشته ها: 2459

    شخم میزنم لحظه هایم را … تخم حضورت را ملخ خورده است…؟!

    {#4}

    #4518
    نمایهٔ امین
    امین
    Keymaster
    @theadmin
    • نوشته ها: 1604

    ‫برای حفظ آن رفاقتهايی تلاش نکن که رفيقت بيمی از جدا شدن از تو ندارد.‬

    مدنت یک فرهنگ است. یک فرهنگ خوب

    #4587
    نمایهٔ امین
    امین
    Keymaster
    @theadmin
    • نوشته ها: 1604

    ‫برای به دست آوردن کسی، خودت را از دست نده، چون زمانی که او نخواهد تو را نگه دارد، تو ديگر هيچی نيستی.‬

    مدنت یک فرهنگ است. یک فرهنگ خوب

    #4613
    نمایهٔ لیزه مایتنر
    لیزه مایتنر
    Participant
    @stephenhawking2
    • نوشته ها: 21

    بخشندگی انتشار بوی خوش بنفشه بر ته کفشی است که لگد مالش کرده.

    #4672
    نمایهٔ اميرحسين شريفي
    امیرحسین شریفی
    Participant
    @emerson
    • نوشته ها: 1767

    چه رسم جالبی است،
    محبتت را میگذارند پای احتیاجت،
    صداقتت را میگذارند پای سادگیت،
    سکوتت را میگذارند پای نفهمیت،
    نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت،
    … … و وفاداریت را پای بی کسیت،


    ولی نه من و نه تو باید از کار خود دست بکشیم!

     

    آن قدر ادامه میدهم تا

    محبت قانون

    صداقت ارزش

    سکوت اندیشمندی

    نگرانی عشق

    و و فاداری رسم انسانیت تعبیر شود

    پس تو را هر غم که آید به پیش بر کسی تهمت منه بر خویش گرد

    #4683
    نمایهٔ ترمه
    ترمه
    Participant
    @termeh
    • نوشته ها: 21

    آدم هاکه عوض مي شوند

     

    از “سلام” و “شب بخير” گفتنِ شان مي شود اين را فهميد.

    از حرف ها و نگاه ها،

    از گودال هاي عميقي که بينِ تو و خودشان مي کَنَند

    و تويَش را پُر از دليل مي کُنند.

    از بعضي کلمه ها بيشتر استفاده مي کُنند

    و بعضي ها را بي خيالَش مي شوند.

    .يک گودال هم توي قلبِ تو مي کَنَند

    که اين يکي را خودَت بايد پُر کني  ………

    #4753
    نمایهٔ ایدا
    ایدا
    Participant
    @medico
    • نوشته ها: 248

     

    با تو هستم

    ای کودک درونم

    هنوزم مرا یادت هست

    هنوزم در گوشه خیالت جایی برای من هست

    هنوزم خوابهایت رنگین به حضورم هست

    هنوزم صدایت در گوشم میپیچد

    که میگفتی با تو هستم تا همیشه

    نیستی دیگر،حضورت را حس نمیکنم

    دلم تنگ است برایت…برگرد

    دلم برای خودم تنگ هست

    پس بیا و در خانه دلم دوباره لانه گزین

    #4852
    نمایهٔ ایدا
    ایدا
    Participant
    @medico
    • نوشته ها: 248

     

    عشق زاییده تنهایی است…. و تنهایی نیز زاییده عشق است… تنهایی بدین معنا نیست که یک فرد بیکس باشد …. کسی در پیرامونش نباشد! اگر کسی پیوندی ، کششی ، انتظاری و نیاز پیوستگی و اتصالی در درونش نداشته باشد تنها نیست! برعکس کسی که چنین چنین اتصالی را در درونش احساس میکند… و بعد احساس میکند که از او جدا افتاده ، بریده شده و تنها مانده است ؛ در انبوه جمعیت نیز تنهاست ……

    #5679
    نمایهٔ عاطفه
    عاطفه
    Participant
    @atefe314
    • نوشته ها: 2459

    گاهی باید غرق شد تا نجات یافت، باید گم شد تا پیدا شد

    کاش تا وقتی درخواست کمک نکردم، کسی کمکم نکند!
     اگر ناجی ، ناشی باشد ، نمی گذارد بشوم!

    #5694
    نمایهٔ فاطمه باقرپور
    فاطمه باقرپور
    Participant
    @fateme
    • نوشته ها: 230

    اگر جمله های زیبا ی من شبیه جملات بزرگان ما قبل از من بودند از یاد نخواهم برد که پایم را جا پای  آنها  گذاشته ام

    هر چه بگندد نمکـش می زنند وای از آن روز کـه بگندد نمک ... .

    #5695
    نمایهٔ فاطمه باقرپور
    فاطمه باقرپور
    Participant
    @fateme
    • نوشته ها: 230

    بوی باران بر روح خسته ام در تنگنای این روزهای پر از نیرنگ می بارد . می شوید . چه چیز را ؟ خستگی های روح  آدمهای دنیای این رنگی را ؟ نیرنگ ها را ؟ محبت ها را ؟ هنوز نمیدانم ؟ فقط میدانم این باران می شوید ! هنوز نفهمیده ام سنت ها را یا نیرنگ ها را !؟

     

    هر چه بگندد نمکـش می زنند وای از آن روز کـه بگندد نمک ... .

    #5697
    نمایهٔ فاطمه باقرپور
    فاطمه باقرپور
    Participant
    @fateme
    • نوشته ها: 230

    به دنبال بوی آدمیت ام بویی که گم شده است در بین ماشین صفتان امروز . به دنبال بوی دین ام بوی دینی که در دنیای تکنولوژی رنگ باخته است ! گاهی دلم تنگ می شود ! برای دعا برای قرآن برای انسان ! گاهی فریاد میزنم ! ناجی بیا ! و چه زود بیاد می آورم من کجا سعادت دیدار منجی ام کجا ! و باز میشکنم در غربت خویش . و خراب میکنم امروز م را چون دیروز م . و فردایم را چون امروزم !

    هر چه بگندد نمکـش می زنند وای از آن روز کـه بگندد نمک ... .

    #5725
    نمایهٔ فاطمه باقرپور
    فاطمه باقرپور
    Participant
    @fateme
    • نوشته ها: 230

    روزگار  بســـــــوزان تا میتوانی طلای وجودم را  بســـــــوزان تو چه میدانی که داری می سازی ام !

    هر چه بگندد نمکـش می زنند وای از آن روز کـه بگندد نمک ... .

Viewing 15 posts - 31 through 45 (of 79 total)

برای پاسخ دادن به این تاپیک، به سیستم وارد شوید.

ads