ادبیات

معرفی کتاب و نویسنده

Viewing 15 posts - 1 through 15 (of 32 total)
  • نویسنده
    نوشته
  • #611
    نمایهٔ مهرناز زارعی
    مهرناز زارعی
    Participant
    @mehrnaz
    • نوشته ها: 375

    در این تاپیک کتاب هایی که می خونیم رو معرفی کنیم .

    اگه بتونیم خلاصه و یا قسمت های جالب کتاب رو هم بنویسیم…

    لینک تاپیک در سایت قبلی. کلیک کنید.

    #1343
    نمایهٔ ندا
    ندا
    Participant
    @drneda
    • نوشته ها: 2

    وقتی به آرامش میرسی که با خودت صلح کنی

    بهشت.. فرصتی برای درک دیروز!! فرصتی برای مرور دوباره ی دردها..جایی برای درک زندگی خاکی!!

    روح انسان در باطن میداند که تمام زندگی ها همدیگر را قطع میکنند.در همان لحظه که کسی میمیرد کس دیگری جان سالم به در میبرد و در همین فاصله ی کوتاه بین مردن و جان به در بردن زندگی ها دگرگون میشود..

    جملاتی بود از کتاب پنج نفری که در بهشت به ملاقاتت می آیند از میچ آلبوم

    بعد اتمام امتحانام شیرجه زدم تو مطالعه آزاد و استارت خورده این حرکت که ایشالا پایدار بمونه..این اولین کتاب بود

    یکی دیگه هم در حال مطالعه ام..

    “انسان در خواب, خواب عمیق به درونی ترین کنج ضمیر خویش فرو می رود و در آتمان جای میگزیند

    > آتمان نفس است که اصل زندگی است و روح و (( خود )) شخص  “

    سیدارتها یا سیذارتها( هر مترجمی یه تلفظی به کار بسته!!! ) از هرمان هسه ترجمه سروش حبیبی

      کتابش یکم دیر هضمه البته واسه من..دیر هضمم نمیشه گفت, واقعا با هر جمله ش من یکی که میرم تو فکر..واسه همون طول کشیده خوندنش.. سیر و سلوک جوانکی ست به نام سیذارتها که در پی رسیدن به حقیقته میشه گفت..

     

    #1345
    نمایهٔ مهرناز زارعی
    مهرناز زارعی
    Participant
    @mehrnaz
    • نوشته ها: 375

    به مناسبت شب های قدر :

    کتاب “اخبات” از استاد علی صفائی حائری . صحبت های استاد در سه شب قدر هست. من تا الان شب نوزدهم رو خوندم …

    قسمتی از متن کتاب :

    “همه این گام‏ها و همه کارهایى که ادیسون‏ها و دانشمندان کرده‏اند، در حوزه رفاه است. همه کارهایى که همه روانشناسان کرده‏اند، در حوزه امن است و همه کارهایى که هنوز هیچ کس راجع به رهایى و آزادگى انسان نکرده است تا چیزى گریبان‏گیر او نباشد، در حوزه رهایى است. و با این همه، این سؤال مطرح است که: «أَیَحْسَبُ الْانْسانُ أَنْ یُتْرَکَ سُدىً». «۱»
    همه این سه گامِ رفاه و امن و رهایى هم که فراهم شود، تازه همان سه گامى است که صالح به قومش گفته بود: «أَتُتْرَکُونَ فِیما ههُنا آمِنینَ فِى جَنّاتٍ وَ عُیُونٍ وَ زُرُوعٍ و نَخْلٍ طَلْعُها هَضیمٌ وَ تَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُیُوتاً فارِهِینَ». «۱»
    فارهین، رفاه و آمنین، أمن و تترکون، رهایى است.
    این سه آرمانِ رفاه و امن و رهایى چیزى است که با یک سؤال صالح از قومش- حدود پنج هزار سال قبل از میلاد مسیح و حدود هفت هزار سال پیش- محکوم شده است. حال تو، حتى اگر انسانى باشى که زندگى فوق مدرن را براى خودت فراهم کرده باشى، چه جوابى براى آن دارى؟ آیا مى‏گویى من همین‏ها را مى‏خواهم؟!
    آیا انسان مى‏تواند با این امکاناتِ امن، رفاه، رهایى، دل خوش باشد؟
    این سؤالى است که گریبان انسان معاصر را رها نمى‏کند. سؤال صالح، سؤالى نیست که بتوان با «شاید» و «محتمل است» جواب داد.
    اگر بگویى من براى اینها آمده‏ام، باید منتظر این پاسخ باشى که امن، با حضور و وقوف و خود آگاهى انسان سازگار نیست.
    اگر مى‏خواهى واقع گرا باشى، واقع گرا کسى است که امن را با شرایط وقوف خود هماهنگ نمى‏داند. انسان در بهار یقین دارد که پاییز در راه است. او حرکت زمان را درک مى‏کند. او در امکانات و شرایط کامل و مطلوبش باز هم دغدغه دارد. دلهره دارد. اضطراب دارد، پس چطور مى‏تواند امنى داشته باشد؟!
    رفاه هم با تحول نعمت‏ها مطابق و هماهنگ نیست، که آدمى مدام تحول نعمت‏ها را مى‏بیند.
    و رهایى هم با نظام و قانونمندى هستى هماهنگ نیست، که نمى‏توان در این معده همه چیز ریخت. نمى‏شود این تن را به همه چیز بست، که قندش بالا مى‏رود. اوره مى‏گیرد. نقرس مى‏گیرد.”

    کتاب از انتشارات لیله القدره. سی دی کتاب های استاد هم هست. بیشتر کتاب های استاد در یک نرم افزار با قیمت مناسب. از نمایشگاه قرآن هم می تونید تهیه کنید.

    مرکز پخش انتشارات لیله القدر : ۰۲۵۱۷۷۱۲۳۲۸

    #2135
    نمایهٔ رزیتا
    رزیتا
    Participant
    @rozita
    • نوشته ها: 503

    سیذارتا گوتاما همون بوداست..شاهزاده ای که ترک کاخ و زن و فرزند کرد تا به درک هستی نائل بشه و در زیر درخت انجیر بود که به روشن بینی دست یافت و بودا هم یعنی همین بیدار شده..به روشنی دست یافته..

    #7395
    نمایهٔ اميرحسين شريفي
    امیرحسین شریفی
    Participant
    @emerson
    • نوشته ها: 1767

    چقدر وقته این تاپیک داره خاک میخوره ! یعنی کسی دیگه وقت کتاب خوندن نداره؟!

    میخواستم کتاب “نیمه تاریک وجود” اثر دبی فورد رو معرفی کنم. این کتاب یه چیز فوق العاده بودش. برای من خیلی حرفهای جدید داشت و نتیجه ای هم از عمل بهش بدست آوردم بسیار شگفت انگیز بود به خاطر همین وظیفم دونستم اون رو به شما معرفی کنم تا هر وقت فرصت دارید بخونیدش و بیشتر به وجود خودتون پی ببرید…

    پس تو را هر غم که آید به پیش بر کسی تهمت منه بر خویش گرد

    #7398
    نمایهٔ رزیتا
    رزیتا
    Participant
    @rozita
    • نوشته ها: 503

    هی ..خیلی تاپیک ها دارن خاک می خورن!فقط که این نیست!

    من هم کتاب “فراسوی خشونت” از کریشنامورتی رو معرفی می کنم.

    قسمتی از متن کتاب:

    هر یک از ما به وسیله ی ذهنیات خویش خود را از دیگری جدا کرده ایم و در انزوای درون خویش زندگی می کنیم.تنها زمانی شما می توانید با دیگری شادمانه زندگی کنید که تمام حصارها و مرزهای جداکننده ای که بین خود و دیگری ایجاد کرده اید از میان برخیزد.

    تنها جریانی به چنین تحولی می انجامد نگاه بدون گزینش بدون رد و قبول بدون تحریف ترس لذت و تمایل است.نگاه به چیزی که انسان واقعا هست.بدون کوشش برای فرار از آن و آن چه را می بینید نامگذاری نکنید فقط به آن نگاه کنید.نفس مشاهده منجر به یک تحول بنیادی در وجود انسان می گردد.

    #7409
    نمایهٔ مهرناز زارعی
    مهرناز زارعی
    Participant
    @mehrnaz
    • نوشته ها: 375

    دکتر شریفی میشه راجع به این کتاب بیشتر توضیح بدید؟

    #7411
    نمایهٔ اميرحسين شريفي
    امیرحسین شریفی
    Participant
    @emerson
    • نوشته ها: 1767

    درباره چیزهایی هست که ما ازش بدمون میاد و دوری میکنیم! از نفرت هامون ! از فرافکنی هامون ! از چیزایی که درونمون هست و ازش خبر نداریم ! از چیزایی که خیلی از رفتارهای ما رو شکل میده و ما ازش بی اطلاعیم ! یه نگرش خاصی داره به ما . کتاب خوبیه یعنی خیلی خوبه اگه بهش فکر کنیم واقعا تو رفتار و نگرش ما تفاوت ایجاد میکنه…

    پس تو را هر غم که آید به پیش بر کسی تهمت منه بر خویش گرد

    #7865
    نمایهٔ امین
    امین
    Keymaster
    @theadmin
    • نوشته ها: 1609

    کتاب خداوند الموت رو دارم میخونم. ترجمه ی ذبیح الله منصوری. این کتاب یک رمان تاریخی هست. سبک جالبی داره. صحبت های زیادی در مورد این کتاب وجود داره. اما به هر حال کتاب قشنگیه و اون رو به شما پیشنهاد میکنم.

     

    مدنت یک فرهنگ است. یک فرهنگ خوب

    #7869
    نمایهٔ فاطمه باقرپور
    فاطمه باقرپور
    Participant
    @fateme
    • نوشته ها: 230

    کشتی پهلو گرفته + پدر عشق پسر + آفتاب درحجاب + از دیار حبیب  از مهدی شجاعی

    کتاب لهوف – مولف سید بن طاووس – این کتابها تو ایام محرم کتابهای خوندنی ای هستن …

    البته من این کتابها رو راهنمایی که بودم خوندم ولی لهوف رو هر سال میخونم – وقایع قبل عاشورا و خود عاشورا و بعد عاشورا با نامه ها و غیره رو داره . توش اغراق هم هست فکر کنم ولی یه کتاب کامله  البته کتابهای مهدی شجاعی چون ادبی تر بود خوندنش راحت تر بود اما لهوف کتاب قوی تریه . جعفر شهیدی هم فکر کنم زندگی نامه علی بن الحسین رو نوشتن که اونم زیباست و خوندنش خالی از لطف نیس .

    هر چه بگندد نمکـش می زنند وای از آن روز کـه بگندد نمک ... .

    #10299
    نمایهٔ مهری امیری
    مهری امیری
    Participant
    @mehri
    • نوشته ها: 33

    کتابی رو میخوام معرفی کنم که خوندنش خیلی زمان لازم نداره ولی بنظرم حرف برای گفتن زیاد داره: شیطان ودوشیزه پریم اثر پایولو کوییلو

    داستان درمورد شهری پر از نیکیه که درگذشته به این خوبیام نبوده تا اینکه روزی شیطان درقالب یک جهانگرد به اونجا وارد میشه وآدمای اونجا رو وارد یه امتحان میکنه واز اونا میخواد که در ازای یه موقعیت عالی دست به یک گناه کبیره یعنی قتل بزنن این شخص درواقع میخواد ثابت کنه که انسانها ذاتا متمایل به انجام بدی هستن…. اگه خوندینش نظرتون رو هم بگید

    #11277
    نمایهٔ عاطفه
    عاطفه
    Participant
    @atefe314
    • نوشته ها: 2480

    جای خالی سلوچمحمود دولت آبادی

    تازه شروع کردم…ولی “خیلی خاص” نوشته شده شده!اصلا قدرت قلمش عجیبه!برای اینکه بدونید چی جور داستانیه بگم که  به نظر من فضای داستان مشابه “هزاران خورشید تابان” هست و تا حدی هم “بادبادک باز”(دو اثر عالی از خالد حسینی) و حتی “زن زیادی” و کلا فضای داستانهای جلال آل احمد ولی نه اونقدر تاریک !!!

    یک صفحه که نه… یک جمله اول دیگه اجازه نمیده کتاب رو زمین بزاری! ببینیم تا آخرش چطور پیش میره!

    #11283
    نمایهٔ عاطفه
    عاطفه
    Participant
    @atefe314
    • نوشته ها: 2480

    بخشی از کتاب(جای خالی سلوچ):

    بعضی ها هستند که زودتر از طبیعتشان پیر می شوند.اما باور نباید کرد که جوانی، پیش از وقت، در اینجور آدمها می میرد. نه! جوانی پنهان می شود و می ماند. مثل چیزی که شرمنده شده باشد، در دهلیزهای پیچاپیچ روح، رخ پنهان می کند. چهره نشان نمی دهد، اما هست و همیشه در کمین است و پی فرصتی است تا خود را بروز دهد. و همینکه روزگار نقاب عبوس را از چهره ی آدم پس بزند، جوانی هم زبانه می کشد. غوغا می کند. آشوب! همه چیز را به هم می ریزد. سفالینه را می ترکاند.همه ی دیوارهایی را که بر گِرد روح سر برآورده اند، در هم می شکند. ویران می کند!


    گاه عشق گم است؛ اما هست، هست، چون نیست. عشق مگر چیست؟ آن چه که پیداست؟ نه، عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست. معرفت است. عشق از آن رو هست، که نیست. پیدا نیست و حس می شود. می شوراند. منقلب می کند. به رقص و شلنگ اندازی وا می دارد. می گریاند. می چزاند. می کوباند و می دواند. دیوانه به صحرا!

    گاه آدم، خودِ آدم، عشق است. بودنش عشق است. رفتن و نگاه کردنش عشق است. دست و قلبش عشق است. در تو عشق می جوشد، بی آنکه ردش را بشناسی. بی آنکه بدانی از کجا در تو پیدا شده، روییده. شاید نخواهی هم. شاید هم بخواهی و ندانی. نتوانی که بدانی. عشق، گاهی همان یاد کمرنگ سلوچ است و دست های به گل آلوده تو که دیواری را سفید می کند. عشق، خودِ مرگان است.

    #11289
    نمایهٔ زهرا مومنی پور
    زهرا مومنی پور
    Participant
    @zmomenipour
    • نوشته ها: 817

    اومدم اینجا دیدم حیفه یه کتاب معرفی نکنم

    رمان کوری اثر ژوزه ساراماگو

    برنده نوبل ۱۹۹۸

    من دوبار خوندمش

    کتابی هست که شما رو به عمق یک فاجعه میبره کور شدن ناگهانی مردم یک شهر و شرایط زندگی اون ها بعد از این اتفاق

    وقتی میخونی ذهنت درگیر بحران میشه فقط چند نفر انگشت شمار توی این شهر بینا میمونن

    یکی از جالبی های این کتاب اینه که هیچ شخصیتی توی این کتاب اسم نداره !

    فیلمش هم اومده اما من تا الان پیدا نکردم {#46}

    زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود...

    #14912
    نمایهٔ عاطفه
    عاطفه
    Participant
    @atefe314
    • نوشته ها: 2480

    صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز

    بیشتر از اینکه یک رمان باشه… یک کلاس داستان نویسی بود!سبک جذابی داشت!

    سعی کردم  چند خطی ازش انتخاب کنم… اما از این دسته کتابها نبود که بشه چند خط با معنی از توش گلچین  کرد! به جز جمله پایانی کتاب که حتما باید آخر داستان و بعد از خوندن همه ی کتاب، خونده بشه!تا اثرش درک بشه!

    یه پیشنهاد برای کسانی که روابط خانوادگی رو خیلی خوب متصور نمیشن! یا مثل من  رمانهای روسی رو به خاطر تعدد شخصیتها نیمه کاره رها میکنن، بهتره از اول خوندن این کتاب شروع به کشیدن شجره نامه خانواده ای که توصیف میکنه بکنید تا وسطاش روابط گیجتون نکنه! البته این کتاب چون روسی نبود تونستم تمومش کنم! :دی

Viewing 15 posts - 1 through 15 (of 32 total)

برای پاسخ دادن به این تاپیک، به سیستم وارد شوید.

ads